تبليغاتX
.....::::: محفل تا جمعه ظهور :::::.....
بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
...::: حمد :::...

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین
بولایه امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب و الائمه المعصومین علیهم السلام



 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در هفدهم اسفند 1390 | لینک ثابت


...::: تبری :::...

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
اللهم العن الجبت و طاغوت



 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در شانزدهم اسفند 1390 | لینک ثابت


...::: معرفی :::...

 "محفل تا جمعه ظهور" در نیمه شعبان سال 1382 شمسی با هدف بیان و نشر فرهنگ والای مهدویت(عج) آغاز به کار کرد و هم اکنون جلسات این جمع جمعه ها با بیان سلسله مباحث علمی،عملی و کاربردی مهدویت(عج) و قرائت زیارت آل یاسین دنبال می شود.

در ضمن "محفل تا جمعه ظهور" این توفیق را نیز داشته است که در سایر مناسبت های مذهبی و ملی بلندگوی نشر فرهنگ غنی تشیع و فرمایشات ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین باشد.
 
هم اکنون "محفل تا جمعه ظهور" در میدان خراسان خیابان خراسان خیابان لرزاده پلاک 44 دایر می باشد.
 
گروه های مختلفی زیر نظر "محفل تا جمعه ظهور" فعالیت می کنند که یکی از آنها واحدی است که در آن عده ای از جوانان مشتاق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ماهانه مطالبی را با مناسبت های مذهبی آن ماه و دید مهدوی تهیه و پس از طراحی در خیابانی که محفل در آن واقع است، نصب می نمایند.
 
این وبلاگ در نظر دارد مطالب این ماهنامه و نیز مباحث مطرح شده در جلسات هفتگی "محفل تا جمعه ظهور" و نیز اعلام برنامه جلسات محفل را به اطلاع عموم برساند.
در ضمن وبلاگ این امکان را به کاربران می دهد که نظرات، پیشنهادات و سؤالات خود را از طریق پست الکترونیک "محفل تا جمعه ظهور" به آدرس Tajomeyezohur@gmail.com به ما انتقال دهند.
و حرف آخرمان نیز این باشد که
«اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم»



 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در پانزدهم اسفند 1390 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 14 ویژه ماه محرم - 3 :::...

 

 

آینه یکی، تصویر دوتا !

این بار که جلوی آینه ایستادی و به زیبایی قد و قامتت نگاه کردی، ببین؛ آیا حاضری آن و همۀ داشته های دیگرت را فدای امامت کنی؟! شاید از آینۀ کربلا راحت تر به جواب برسیم. امام(ع) به عمر بن سعد فرمودند: "اینان را رها کن و با من باش! که این تو را به خدا نزدیک می کند." در جواب گفت: "در یاری تو بر خانه، اموال و زن و فرزندانم می ترسم." امام سلامت همۀ اینها را برایش تضمین کردند؛ ولی چون اتمام حجّت را در وی کارگر ندیدند، از او روی برگرداندند و وی را نفرین کرده و فرمودند: "امیدوارم از گندم ری جز اندکی نخوری!"که اتفاقاً به ری نرسیده، مختار او را کشت. راستی هنوز جلوی آینه ای؟! کدام آینه؟!! آینۀ کربلا را می گویم! دیدی چطور حاضر شد به خاطر زندگیِ چند روزۀ دنیا، زندگی آخرتش را فدا کند؟ حب دنیا نه دنیایش را آباد کرد و نه آخرتش را. پس اینکه می گویند «خَسِرَ الدُنیا و الاخِرة» یعنی همین!!!

پس بدانیم در این دنیا به هر چه دل خوش کنیم، مانند پسر سعد یک روزی آن را در مقابل امام زمان خود به کار خواهیم بست.

 

این شتریه که درِخونۀ همه می خوابه!

ظهور امام زمان(عج) تکرار کربلای حسین(ع) است. همة دعوت کنندگان حسین(ع) در کوفه، وقتی مجبور به انتخاب شدند، در دو راهی حسین(ع) و زن و فرزند، حسین(ع) و ثروت، حسین(ع) و جان، غیر حسین(ع) را برگزیدند و پشت خاکریز توجیه و بهانه تراشی ماندند و به کربلا نرفتند. در شب عاشورا نیز خیلی از شور زدگان که تا آن شب از الک حسین(ع) خواهی رد نشده بودند، از ترس جان جدا شده و از خیمۀ حسین(ع) به بهانۀ باز شدن بیعت از سرشان گریختند، و فقط کسانی ماندند که دنیای بی حسین(ع) را لایق زندگی نمی دانستند. راستی اگر من و تو در خیمۀ امام زمان(عج) خویش در زمان ظهورش باشیم، چه خواهیم کرد؟! بگذریم از خیلی هایمان که می گویند معلوم نیست تا آن موقع زنده باشیم؟ ولی نمی دانند که لحظۀ مرگ هر کداممان تجلّی شب عاشورایی  دیگر است.

 

هر روزی که در آن صاحب عزا(عج) فراموش بشه!

عزا، عزا ست امروز! کدوم روز؟

«یا فاطِمة(س)، کلُ عینٍ باکیةُ یومَ  القیامة اِلاّ عینٌ بَکَت علی مَصابِ الحُسین(ع)، فانَّها ضاحِکَة، مُستَبشِرةُ  بِنَعیم الجَنة» و این بشارتی بود از جانب رسول رحمت(ص)،  نه فقط برای پاره تنش بلکه  برای هر که مادر سادات را در اقامة عزا یاری رساند و گریان بر مصائب فرزند غریبش گردد؛ زیرا به فرمودۀ امام صادق(ع) کسی که احیای امر اهل بیت(ع) را نماید، دل او در روزی که دلها می میرند، نمی میرد و نفَس او در آن حال ثواب تسبیح دارد و اشک او خاموش کنندة آتش جهنم است، و این مجالس است که محبوب حضرت صادق(ع) و در نتیجه محبوب خدا و رسولش(ص) می باشد. چه قدر لذت بخش است در این مجالس نشستن، گریستن و دانستن اینکه صاحب عزا، مهدی فاطمه(عج) است که می بیند و دلشاد می شود. البته چه قدر غفلت است که در لا به لای این همه ناله ها و فریاد ها و اشک ها، اسمی از صاحبمان و نظاره گر مجلسمان برده نشود.

 

 

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در یکم دی 1388 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 14 ویژه ماه محرم - 2 :::...

 

2حرّ و 2 ما !

1/     گفتند: پس بگذار برگردم به مدینه یا مکّه؟ حرّ گفت: نمی شود! پس حسین(ع) دوباره فرمودند: بگذار بروم به شام یا بصره؟ گفت: اجازه ندارم! جز اینکه در همین کربلا حبست کنم! امام(ع)  نهیب زدند که: مادرت به عزایت بنشیند! سر به زیر افکند و چیزی نگفت.

1)     به ما گفت: دروغ و غیبت و... نکنید تابیایم. گفتیم: چه چیز های سختی از ما می خواهید! پس مهدی(عج) دوباره فرمودند: با این سپاه شرّ و معصیتتان مرا در کربلای غیبتم حبس خواهید نمود؟ گفتیم: صلاح خویش خسروان دانند!

2/     دیدند که به خود می لرزد، گفتند: حرّ! تو از بهترین سردارانی! گفت: خود را بین بهشت و  جهنم می بینم. چندی نگذشت که حرّ را بین حسین(ع) و خودشان دیدند، که می گوید: من بودم که راه را بستم و اینک من هستم که راه را باز می کنم!

2)    ...  پس مایی که چون حرّ راه را بستیم، می توانیم همچو او راه را باز نماییم!!!

 

جفا کار ماهریه! عصر عاشورا گیرش نیومده!!

1/10/60 (هـ.ق) کوچه های کوفه؛ او را می بینی در کوچه های کوفه چطور با نگرانی، قدم های دخترک را دنبال می کند. که مبادا مورچه را له کند؟ چقدر دل رحم به نظر می رسد؟!!

10/1/61 (هـ.ق) خیمه های کربلا؛ سنگینی دستهایش بر صورت نازدانه نشسته و معجرها میان انبانش است. راستی راز تو با گوشواره چیست؟ آیا گوش دست از گوشواره نکشید یا تو؟ با کدامین بهانه دست به چنین شرارتی زدی؟ که اگر من برندارم، خوب دیگری بر می دارد! وای بر شما که دنیایتان را با معجرهای دخترکان فرش، با صورت نیلی فاطمۀ 3 ساله رنگ و با گوشواره و خلخال زنان حرم، مزیّن کردید!

 

اون از همه چیه خودش گذشت!

ولی این از هیچ چیه امامشم نگذشت!!

چه طور شد که زهیر از آن همه ثروت دل کَند، ولی ساربان دل از انگشتری نَکَند؟ حب دنیا سرآغاز و اصل هر بدی، و دل کندن از دنیا سرآغاز و اصل هر خیری است. همین حب دنیا بود که بزرگ ترین مصیبت را ساخت. چنان که عظمت این مصیبت هنوز بر کل آسمان ها و زمین سنگینی می کند، در حالیکه هیچ امامی به اندازۀ امام حسین(ع) این همه ابزار کاهش حب دنیا و دل کندن از دنیا را به کار نگرفته بود، حتی زن و فرزندانشان را نیز مشتاقانه فدای هدایت شدن آنها کردند؛ ولی وقتی حب دنیا به درجۀ حداکثری می رسد، نتیجه ای جز امام کشی به همراه نخواهد داشت؛ چرا که وقتی حب دنیا در دلمان باشد، نه تنها معجر و خلخال برایمان مهم تر از اماممان می شود، بلکه به هوای انگشتری به انگشت اماممان هم رحم نخواهیم کرد.


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در یکم دی 1388 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 14 ویژه ماه محرم - 1 :::...

 

 

کاچی به از هیچی!

تا به حال واژه تباکی به گوشِت خورده؟ می دونی اصلاً یعنی چی؟ اگر حالت گریه رو به خودت بگیری، بهش تباکی می گن. شاید تعجّب کنی اگر گفته های امام صادق(ع) به ابوعمّارۀ شاعر رو بشنوی، هنگامی که فرمودند: "ای ابا عمّاره! اگر کسی با شعری در مورد جدّ ما حسین(ع)، حتّی یک نفر را هم بگریاند و یا خود به تنهایی بگرید، بهشت بر او واجب می شود." و حتماً تعجبت بیشتر می شه، اگر از امام(ع) بشنوی که فرمودند: "اگر کسی شعری بخواند و تباکی کند او هم به بهشت خواهد رفت." تعجّب نداره، اگر اشکی هم نمیاد، با حالت گریه نارضایتی خودت را از آن سه دسته کوفیان « الذین شایعَت و بایعَت و تابعَت علی قَتلِه » نشان بده؛ چون بر طبق روایات، کسی که به عمل قومی رضایت دهد، جزو آن قوم محسوب می شود. این حداقل کاریه که می تونی انجام بدی تا نشون بدی که میل درونی برای گریه بر ثارالله(ع) در تو هست و نمی خوای در مقابل مصائبشان بی تفاوت باشی.

آب دریا را اگر نتوان کشید          هم به قدر تشنگی باید چشید

 

همۀ فصلها یه طرف، بهار هم یه طرف

شنیده ای که می گویند رمضان بهار قرآن  است؟ پس معلوم می شود هر چیزی بهاری دارد و حتماً بهار گریه نیز محرّم است. چون در این ماه زمین و آسمان و اهل آن، همگی بر ابا عبدالله(ع) می گریند، ملائکه و بلکه خدا بر گریه کنندۀ سالار شهیدان(ع) درود می فرستند، چشم ها برای حسین (ع) می گرید و قلب ها از برایش خاشع می گردند و لبیک می گویند این ندای پروردگار را که «ألَم یَأن  لِلذینَ آمَنوا أن تَخشَع  قُلُوبُهُم  لِذِکرِ الله؛حدید/16». چون قلبی که از برای حسین(ع) خاشع گشت، در خاشعین لذکر الله داخل شده است. آری، حقیقت محرّم و گریه در آن، بهار خشوع برای خدای حسین و حسین(ع) و مهدی حسین(عج) است.

 

قطره نبین چه ریزه! ببین چه سدّ میریزه!

چشمی نَگریست! مگر اینکه قلبی سوخت، و قلبی نسوخت! مگر بعد از اینکه معرفت یافت و شکست.  و قلبی که شکست حرم الله می شود (أنا فی قلوب المنکسرة)؛ و قلبی که حرم الله شد را،  با ما سوی الله چه کار؟ چشمی که بینا به حبّ الله گشت، حبّ الدنیا به چه کارش آید؟ همان دنیایی که محبتش جز  خرابی  آخرت و نابودی  عقل را به همراه ندارد،  و دل ها را از شنیدنِ نا شنیدنی ها  باز می دارد. و روزی می رسد که می بینی بر سینۀ «خیرُ الناس اُمّاً و أباً» نشسته ای و می خواهی سر از تنش جدا کنی؛ هر چند روزگاری همرزم و هم رکاب پدرش بوده ای!!! پس ای مُحرمانِ مُحرَّم! اگر دوری از دنیای شِمر صفتان و نزدیکی به شهادت طلبانِ کربلا را می خواهید، سدّ دنیایی قلبتان را با سیلِ اشکتان_هر چند به اندازۀ بال مگس_ بر کشتۀ اشک ها، سیدالشهداء(ع) ویران کنید تا بر زمین قلبتان، چمن زار حب الله و اباعبدالله(ع)و بقیة الله(عج) سبز شود.

 

هر که دارد هوس یاری ما؟ گریه کند بر جدّ ما!

مگر نه اینکه زمزمة مدام لبهای ما «یا لَیتَنا کُنّا مَعَک» است، و می سوزیم که نبودیم تا او را یاری کنیم، مگر نه اینکه «کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ ارضٍ کَربُبَلاء». این ارض و این روزها که در آن هستیم، یاری متناسب با خود را می طلبد و نصرت امروز ما، گریه و ندبه بر مصائبِ شهید غریبی است که عطشان ذبح شد. این گریه است که مزد رسالت و مودّت ذی القربی است و ترک آن جفاست. این گریه است که ادای حق پیغمبر(ص) و خدا و ائمه هدی(ع) است و کار هر صبح و شام مهدی زهرا(عج) است. ما که در صفات و خصوصیات همچون امام و مولایمان(عج) نشدیم!!! پس لااقل در گریة بر جدّش، همچو او شویم. آیا بجا نیست که هر چیز و هر کسی را وسیله و بهانه ای کنیم برای گریة بر قتیل العَبَرات؟ چرا که امام صادق(ع) فرمودند: "اگر خواستی بر چیزی بگریی، بر حسین بن علی(ع) گریه کن.که او را  مانند قربانی ذبح  نمودند، و کشتند با او 18 نفر از اهل بیتش را که روی زمین مثل و مانند نداشتند."

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در یکم دی 1388 | لینک ثابت


...::: یا ربّ الزّینب بحقّ الزّینب إشف صدر الزّینب بظهور الحجّه :::...

                              آجرک الله بقیّة الله فی مصیبة جدک الحسین (ع)                      

عزاداری هاتون قبول

مراسم سخنرانی با موضوع «کربلا، رویارویی شاکرین و کافرین امام (ع)» و عزاداری دهۀ اول ماه محرم در محفل تا جمعه ظهور از نماز مغرب و عشاء برگزار می شه

 

اشک پیش خدا خیلی قیمتیه، به خصوص اگه برای خون خدا باشه

تو این لحظه های ناب، دعا برای ظهور منتقم حسین(ع) یادمون نره

به فرمودۀ خود حضرت، خدا رو برای فرجشون به مظلومیت عمّه جانش زینب (س) قسم بدیم

 

یا ربّ الزّینب  بحقّ الزّینب  إشف صدر الزّینب  بظهور الحجّه

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در سی ام آذر 1388 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 13 ویژه ماه ذی الحجه - 4 :::...

 

 

هر چه عید بزرگتر، پیمان هم بزرگتر

امام رضا(ع) می فرمایند:

« عید غدیر روز تبریک و تهنیت است. هر یک به دیگری تبریک بگویید، هر وقت مؤمنی برادرش را ملاقات کرد چنین بگوید:

 الحَمدُ للهِ الذی جَعَلَنا مِنَ المُتِمَسِکینَ بِوِلایةِ امیر المؤمنین وَ الائمة المعصومین علیهم السلام»

چه شایسته است که در این عید که برترین اعیاد امت رسو ل الله است و به نقل ایشان در قیاس با اعیاد فطر، قربان و جمعه همچون ماه در میان ستارگان است؛ ما نیز با امام زمانمان پیمان تازه ای ببندیم که نسبت به پیمان های گذشته در آسمان عمرمان، همچون نسبت ماه به ستارگان باشد.

 

می خوام صد هزار سال از این بیعت ها نباشه

این روزها، صبح ها در زمزمة دعای عهد صدای « اَللّهُم اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ یَومی هذا » را می شنوی؟ گویا زمزمه کنندگان حتی از 120 هزار نفر حاضر در غدیرخم هم بیشترند!

تاریخ را ورق بزنیم تا به روز غدیر برسیم. پیامبر(ص) را می بینی که می فرماید: «ای مردم ! شما بیش از آنید که در یک زمان همگی با من بیعت کنید. خداوند به من دستور داده که از زبانِ شما اقرار بگیرم» پس گفتند: با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان!

راستی کدام دل؟! همان دلی که نه تنها برای علی(ع)  داماد و وصی پیامبر(ص) بلکه برای فاطمه(س)  دختر پیامبر(ص) هم جایی ندارد؟!

کدام جان؟! همان جانی که بر کف دست گرفتید، اما در مقابل علی(ع) ؟!

کدام زبان؟! همان زبانی که گفت و علی(ع) هم گفت، و باز هم گفت و علی(ع) هم گفت تا دیگر علی(ع) نگفت و خانه نشین شد؟!

کدام دست؟! همان دستی که به بهانه دیر آمدن علی(ع) بر دست غیر او گذاشته شد؟ و چه ها که نکرد با دست علی(ع) در کوچه!

 

نگاه کن ببین چند تا شو می تونی؟

1.       اطعام

2.       دیدار مؤمنان

3.       صله رحم

4.       هدیه دادن

5.       نیکی به مؤمنان

6.       یاری مستمندان و ضعیفان

7.       شاد کردن مؤمنان

8.       شاد بودن

9.       گشایش و توسعه خانواده خود

10.   یاد پیامبر(ص) و آل او مانند صلوات بر پیامبر(ص) و آل او(علیهم السلام)

11.   برائت و لعن دشمنان پیامبر(ص) و آل او(علیهم السلام)

12.   تبریک و تهنیت عید غدیر به مؤمنین

13.   روزه

 

علی(ع) و مهدی(عج) ندارد! هر دو را خانه نشین کردیم

راستی کسی می داند که چرا سخن پیامبر(ص) در روز غدیر از علی(ع) اولین امام، متوجه مهدی(عج) آخرین امام شد و فرمودند:

«بدانید آخرین امام مهدی (عج) از ما می باشد. بدانید که او برگزیده و انتخاب شدة خداوند است. او وارث همة علوم بوده و به هر علمی احاطه دارد و همة کارها به او سپرده شده است. او کسی است که پیشینیان بشارت او را داده اند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او بوده و هیچ نوری  نیست مگر در حضور اوست. او کسی است که هیچ کس به او تسلط نیافته و هیچ کس به ضد او یاری نمی رساند. ولیِ خدا در زمینش، حاکمِ خدا در میان آفریدگانش و امینِ خدا در آشکار و نهانش می باشد.»

شاید بیدار باشی برای ماست که بدانیم در پسِ هر غدیری، غصب ولایت است که منجر به انزوای ولی خدا خواهد شد. غدیریان فضایل علی(ع) را شنیدند و همان کردند که نباید. پس آگاه باشید ای منتظران بیعت کردن چه سهل است، باقی ماندن چه مشکل.

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در دوازدهم آذر 1388 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 13 ویژه ماه ذی الحجه - 3 :::...

 

اینا رو که برای امام می گن نه دوست!

رسول خدا(ص) در روز غدیر فرمودند:  « ای مردم! یقیناً فضایل و برتری های امیرالمؤمنین(ع) نزد خداوند، که آنها را در قرآن نازل فرموده است، بیش از آن است که در یک جلسه همه را بگویم.

ای مردم! علی(ع) را از همه برتر بدانید؛ زیرا هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع کرده است و هیچ علمی نیست مگر آنکه همه را به علی(ع) آموختم. او همان امام مُبین است که خداوند در سورة یس از او یاد کرده است:

« و کُلُّ شیءٍ اَحصَیناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ؛ و هر چیزی را در امامی مبین جمع کردیم.»

 

توقف ممنوع!

پیامبر(ص) در روز غدیر فرمودند:

« پس هر که در ولایت علی (ع) شک کند، کافر شده است، همچون کفر جاهلیت نخستین. حتی اگر در بعضی از این سخنان هم شک کند، همانا در آنچه بر من نازل شده شک کرده است و نیز هر که در مورد هر یک از امامان شک کند نسبت به همة آنها شک کرده است و شک کننده دربارۀ ما، در آتش است.»

امام صادق(ع)  نیز ولایت امام زمان(عج)  را مُهر قبولی ولایت  امامان می دانند: « کسی که به همة امامان اقرار کند، امّا مهدی(عج) را انکار کند، مانند کسی است که به همة پیامبران اقرارکند اما نبوت محمّد (ص) را انکار نماید.» 

 

عجّل خود خواهانه؟

در ماجرای غصب خلافت، ابوسفیان نزد حضرت علی(ع) آمد و گفت:

« ای فرزند هاشم، سکوت رابشکن تا مردم خصوصاً قبایل تَیم و عُدَی در حق مسلّم شما چشم طمع نورزند. امر خلافت مربوط به شما و به سوی شماست.»

امیر المؤمنین(ع) چون می دانستند که این دوستی او فقط به خاطر حس نژادپرستی اوست و او نمی خواهد از غیر بنی هاشم کسی خلیفه باشد، به قول یاری او اعتماد نکردند.

آن وقت ما چگونه انتظار داریم که امام زمانمان(عج) به عجّل عجّل های ما که پشت آن ریا وخودخواهی و طمع در دنیا و ... است، اعتماد کند و در پی نامه ای به سوی کوفة ما بیاید.                     (الدرجات الرفیه/ص 87)

 

بیایید ما هم بشنویم، ولی به راستی اطاعت کنیم

اغلب مردم فکر می کنند که غدیر فقط در مورد ولایت حضرت علی(ع) است، در حالیکه رسول خدا(ص) در روز غدیر به مردم حاضر فرمودند این گونه بیعت کنید: « براستی ما شنیدیم و اطاعت می کنیم از آنچه به ما از پروردگارمان دربارة علی و فرزندانش رساندی ... و بر آن با جان و دل بیعت می کنیم.» پیامبر(ص) در غدیر فرمودند:« امامت منقطع نگردد تا زمانی که به دست آخرین آنها مهدی(عج) برسد.» رسول خدا(ص) در غدیر، مسیر امامت را که با علی(ع) شروع و به مهدی(عج) ختم می شود، ترسیم کرد تا ابتدا و انتهای مسیر حرکت به سوی خدا مشخص باشد تا حق جویان راه را گم نکنند.

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در دوازدهم آذر 1388 | لینک ثابت


...::: یادنامه چشم به راه منجی(عج) شماره 13 ویژه ماه ذی الحجه - 2 :::...

 دست و زبان شرط لازمه، نه کافی!

پیامبر(ص) در روز غدیر فرمودند که این چنین بیعت کنید:

 «ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم به آنچه دربارۀ علی(ع) و فرزندان او، به ما رساندید و بر این حقیقت با قلب و جان و زبان  و دستمان با تو بیعت می کنیم.»

 پیامبر(ص) با قید کردن بیعت قلبی، زبانی و دستی بر این نکته تأکید می کند که ممکن است بیعت زبانی و بیعت با دست محقق شود ولی بیعت باز هم شکسته شود؛ چون عهدهای ما در خارج تابع محبوب قلبیمان است. به همین دلیل حقیقت بیعت، قلبی است. بیعت قلبی در ترک گناه و انجام واجبات خلاصه نمی شود، بلکه وقتی حاصل می شود که غیر امام زمانمان را از تخت سلطنت قلبمان به زیر کشیده و فقط او را پادشاه مملکت دل قرار دهیم.

 

حق + 120هزار نفر = صفر!!!

علامه امینی(ره) در کتاب الغدیر پس از جمع آوری 110 تن از صحابه و 84 تن از تابعین و 360 تن از محدّثین و مورّخین که حدیث غدیر را روایت نموده اند می فرماید:

« تعداد این راویان باید چندین برابر باشند، چون افرادی که این حدیث را شنیده و حفظ کرده اند، بیش از هزاران نفر بوده اند و چون عادت هر مسافری نقل حوادث عجیبی است که در سفر شاهد آن بوده است، در راه برای دیگران هم نقل کرده اند.

امام صادق(ع) در تصریح این موضوع می فرمایند: « شگفتا از آنچه علی(ع) با آن مواجه شد! او با هزاران شاهد و گواه (در روز غدیر) نتوانست حق خود را بگیرد، در حالیکه شخص با دو شاهد حق خود را می گیرد.»

 (بحار الأنوار:140، 37)

 

از نفاق همان غصب تراود که در اوست

پیامبر(ص) در روز غدیر از همۀ غدیریان خواستند که اقرار کنند و بگویند که شنیدیم و اطاعت کردیم و راضی شدیم و سر تسلیم فرود آوردیم و بگویند که خدا را بر این امر شاهد گرفتیم (و کَفی بالله شَهیداً).

 اما چه شد که به ناگاه صدای خیرالأنبیاء تغییر یافت و با ناراحتی گفت: «ای مردم! چه می گویید؟ خداوند هر صدایی و پنهانِ هر کسی را می داند.»

آری پیامبر(ص)  نیز بر باطن منافقانه و پنهانِ آن مردم ریاکار آگاه بود و اینجا بود که فرمود: «اَلا لَعنَ الله الغاصِبین المُغتَصِبین» این لعن و نفرین پیامبر(ص) خطاب به غدیریان منافق بود و غدیر پیامی جهانی است که هم اکنون نیز مخاطبانی دارد. همان منتظرانی که انتظار خود خواهانه دارند نه مهدی(عج) خواهانه و این نفاقشان روزی آنها را رو در روی امامشان قرار خواهد داد.

 

خاموش ترین روشن و روشن ترین خاموش!!!

عَلی مَعَ الحَق وَ الحَقُ مَعَ العَلی

 علی(ع) و حق همراه هم و جدایی ناپذیر. حق با علی(ع) است و علی(ع) با حق است.

چه کسی می تواند انکار کند که علی(ع) جز رضایت حق کاری نکرد و اتفاقاً نامردانِ مرد نما، همین را جرم علی(ع) دانستند. از آنجایی که علی(ع) جامع صفات و فضائل بود و مردم به دروغ گفتن و ظلم و تهمت و دزدی و امثال اینها عادت کرده بودند، این آفتاب روشن را مظلومانه و غریبانه پس زدند چرا که طاقت دیدن نور او را نداشتند.

البته این آخرین باری نبود که حق در پس پرده باطل رفت و اکنون، آخرالزمان و من و تویِ منتظر(!) که خود را شیعه حیدرِکرار(ع)  میدانیم اما مثل پس زنندگان ولایت، امام غریبمان را به خاطر منافع دنیایمان به کناری گذاشته و باطل آشکار را می ستاییم و حق مخفی شده را فراموش کرده ایم. حقی که از آفتاب روی ایوان هم روشن تر است.

 


 

نوشته شده توسط "چشم به راه" در دوازدهم آذر 1388 | لینک ثابت



RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM